نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات
 





               

 

آن سيلي كه بي رحمانه به خودت ميزني........


 
 

[+] نوشته شده توسط Hossein در 19:38 | |           







همین !!               

 


بعضی چیزها رو ” باید ” بنویسم
نه برای اینکه همه ” بخونن ” نظر بدن و بگن ” عالیه ”
برای اینکه ” خفه نشم ”
همین !!


 
 

[+] نوشته شده توسط Hossein در 14:3 | |           







شنیدم...               

   

شنیدم میگن

وقتی یه دختری واسه

پسری اشک میریزه

یعنی واقعا دوستش داره اما...

اگه یه پسری

واسه دختری اشک

بریزه یعنی دیگه هیچ وقت نمیتونه کسیو مثل

اون پیدا

...کنه


 
 

[+] نوشته شده توسط Hossein در 19:50 | |           







فقط گوش کردم...               

 

 

انقده درد تو دلم دارم انقده غم تو صدامه
انقده حرف نگفته که عمری مُرده رو لبام
انقده تو فکر تو بودم از خودم جا موندم
تو آتیش دروغای تو عمرمو سوزوندم
بعد تو آتیش ِ تو قلبمو خاموش کردم
هرکی هر حرفی دلش خواست زد فقط گوش کردم


 
 

[+] نوشته شده توسط Hossein در 8:49 | |           







تلخ               

 

یکی از دوستام حرف قشنگی زد،گفت:

دیدی وقتی یه بادوم تلخ میخوری؟!!!

سریع بعدش چنتا بادوم شیرین میخوری تا تلخیش از بین بره!

تو دیگه لذتی از بادوم های شیرین نمیبری!

فقط میخوای اون تلخی رو فراموش کنی!

وقتی هم که اون تلخی تموم شد...

دیگه میترسی بادوم بخوری!

که نکنه دوباره تلخ باشه!!!

عشق مثل اون بادوم تلخه!

بعدش با آدمای زیادی آشنا میشیا!!!!

ولی فقط برای فراموش کردن اون!

بعدش هم دیگه میترسی عاشق شی!

در اصل آدما فقط یه بار عاشق میشن!

از اون به بعدش یا واسه فراموشیه

یا از اجبارِ تنهایی!!!!

نمیدونم این حرف چقدر درسته اما لعنت به کسانی که باعث میشن انسانها دیگه هیچ حسی جز ترس، گریه، بی تفاوتی، شک و تلخی نداشته باشن.


 
 

[+] نوشته شده توسط Hossein در 18:1 | |           







هفت سین               

 

هفت سین پچه های کامپیوتر
‏۱- ‏system
‏۲- ‏sound card
‏۳-‏syntax
‏۴- ‏CPU
‏۵- ‏CD drive
‏۶- ‏super I/O
‏۷-‏SBS
عیدتون بدون ‏Error
عیدتون مبارک


 
 

[+] نوشته شده توسط Hossein در 17:55 | |           







نمیخوام که سربار قلبت بشم...               

 

عزیزم نمیخواد چیزی بگی

که دل کندنت مثل روز روشنه

تعجب نکن خیلی وقته اگه میدونم که تصمیم تو رفتنه

نمیخوام دلیلی بیاری برو میدونم که احساس تو کم شده

با رفتار سردی که داری گلم واسم این جدایی مسلم شده

چیزی نگو چیزی نپرس دیدم برو .حقیقتوچند روزه فهمیدم برو

برو تو رو دست خدا دادم برو حالا که از چشم تو افتادم برو برو

میترسیدم از اینکه روزی بریمیترسیدمو آخر اومدم سرم

میترسی که آهم بگیره تو رو نترسو برو من ازت میگذرم

اگه ساده از داشتنت میگذرم اگه دارم از تو دست میکشم

نمیخوام به اجبار بمونی پیشم نمیخوام که سربار قلبت بشم

 


 
 

[+] نوشته شده توسط Hossein در 20:8 | |           







ساده نیست ولی ازت دل میکنم...               

 

 


بیشتر از این تو به من دروغ نگو بد تموم شد ، دیگه بدترش نکن
غصه کم نمیخورم گریه نکن غصه هامو دو برابرش نکن
از یه جایی ضربه خوردم که هنوز نتونستم با خودم کنار بیام
عشق تو تجربه شد و بعد از این دیگه از لاک خودم در نمیام
این مرد عاشق و ، ساده و صادق و این آیینه ی دق و، تنها بزار برو
دل دیونمو ویرونه خونمو بلای جونمو،تنها بزار برو
♫♫♫
نگو که یه ارتباط ساده بود عذر بدتر از گناه منطقت
خودتو به خواب نزن پاشو ببین که چیکار کردی با مرد عاشقت
تورو بخشیدمو نفرین میکنم خودمو به جرم عاشق شدنم
ساده بودم سادگی کردم برو,ساده نیست ولی ازت دل میکنم

 

 


 
 

[+] نوشته شده توسط Hossein در 21:51 | |           







حرفش را مزن...               

 

 

رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را مزن

ابتداي يك پريشاني است حرفش را مزن

گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو

چشمهايم بي تو باراني است حرفش را مزن

آرزو داري ديگر بر نگردم پيش تو

راهمان با اينكه طولاني است حرفش را مزن

دوست داري بشكني قلب پريشان مرا

دل شكستن كار آساني است حرفش را مزن

خورده بودي سوگند روزي عهد مارا بشكني

اين شكستن نامسلماني است حرفش را مزن


 
 

[+] نوشته شده توسط Hossein در 15:20 | |           







کی اومده به جای من که ساده دل برید ازم...               

 

 

 

هر جوری بگی میشم فقط پیشم بمون

نگو می خوای بری نگو دوست ندارم

اشک چشمم و ببین ، ببین چه حالیم

میخوام سرم رو باز، رو شونه هات بذارم

انگاری تموم اون روزای خوبمون تمومه داری میری

اون کیه داری میری به جای دست من دست اونو بگیری

اونی که عاشقی رو یاد من داده داره میره

نمی دونه کسی به جای من براش نمی میره

آخه کی فکرش و می کرد یه روزی خسته شه ازم

داره میره نمی دونه دیگه نفس نمی کشم

یادش نمونده که می گفت باهام می مونه تا ابد

دلم تموم غصه هاش و می نویسه خط به خط

حالا سیاه شده از اسم اون دوباره یک صفحه

می میرم از نبودنش تموم کارم این دفعه

التماسم و ببین بیا پیشم بشین نذار دیوونه شم نرو نذار بمیرم

زول بزن تو چشم من ببین دوست دارم مثل همون روزا تو دست تو اسیرم

گریه های من داره تا آسمون میره چجوری بیخیالی

قول دادی نری بمونی به پای عشقمون نگو دوستم نداری

دوباره من می مونم یه عکس و خاطراتمون

داره میره میگه نمونده دیگه چیزی بین مون

داره میره بگه واسش مهم نبوده حال من

چی میشه باز نگاه کنه تو چشم غصه دار من

کی اومده به جای من که ساده دل برید ازم


 
 

[+] نوشته شده توسط Hossein در 23:40 | |           







یادش بخیر...               

 

یه روزی عاشقتم شدم بچه بودیم یادش بخیر

هیشکی نفهمید حالمو حتی خودت یادش بخیر

یادمه خونه ی شما یه شهر خیلی دوری بود

سالی یه بار می دیدمت رفتنمونم زوری بود

یادش بخیر روم نمیشد تویه چشات نگاه کنم

همیشه آرزوم بوده اسم تو رو صدا کنم

خجالتی بودم ولی تمومه فکره من تو بود

تا اون غریبه اومدو عشق منو ازم ربود

ای یادگار کودکیم ای آسمونه سادگیم

ای خاطراته اولینو آخرین دلدادگیم

ای عشق اولی برام دعا کن از فکرت درام

از اون امیدو آرزو مونده یه قلب پیر برام


 
 

[+] نوشته شده توسط Hossein در 11:33 | |           







سیرم...               

 

 

لطفا به من عشق تعارف نکنيد

سيرم

من به تنهايي کنار ساحل قدم ميزنم

به تنهايي به ديدن غروب ميروم


به تنهايي تنها ميمانم!

عشق را ميسپارم به چشمان آزاد


 
 

[+] نوشته شده توسط Hossein در 23:14 | |           







مهم نیست بی تو آینده...               

 

 

به یادِ رفتنت هر شب ، به راهت خیره میمونم


چه حالی دست من دادی ، من از لطف تو ممنونم
به بدحالی من افتادم ، من از تنهایی ترسیدم
تقاصِ رفتنت رو من ، دارم تنهایی پس میدم

تو که پای قسم خوردن همیشه اسممو بردی
کسی که عاشقت بودو ، خودت از پا درآوردی
شریک لحظه های من ، شریکِ قلب کی میشه
برات فرقی نداشت انگار ، غرورم بی تو زخمی شه

مهم نیست برنمی‌گردی ، خاطراتـِتـو نمی‌پوسه
جای تیغت رو قلب من ، هنوز زخمامو می‌بوسه
مهم نیست بی تو آینده ، چه دردی رو به من میده
چه فرقی میکنه تقدیر ، چه خوابی رو واسم دیده


 
 

[+] نوشته شده توسط Hossein در 21:9 | |           







مرا ببخش ...               

 

 

خدایـــــــــــــا؛

بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم؛

بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم؛

بابت لحظات شادی که به یادت نبودم؛

بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم؛

بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم؛

مرا ببخش ...


 
 

[+] نوشته شده توسط Hossein در 19:27 | |           







چگونه...               

 



رفتنت

نبودنت

نامردیت...

هیچکدام نه اذیتم کرد

و نه برایم سوال شد!!

فقط یك بغض خفه ام می کند...!

چگونه نگاهت کردکه مرا اینگونه تنها گذاشتی...؟؟


 
 

[+] نوشته شده توسط Hossein در 14:8 | |           







مـن دوستـتــ ♥ دارم...               

 

  یـه وقـتهـایـی دلـتـــ مـیـخـواد یــه پـــرانــتـز بــاز کـنـی کـسـى کــه دوسـش داری رو بـــذاری تــوش

!بــعـد پــرانـتــز رو بـبــنـدی ،کـه مـبـادا دسـت احـــدالـنـــاسـی بـهـش بـرسـه . . . !و یــه جــایــی دلــتـــ مـى خـــواد دسـتــشو بــکـشـی . . .نـــگـهش داری . . .صــورتــش رو مــیـون دســتـاتــ مــحکـم بــگـیـری
بــگـی : بــبـیـن . . . !مـن دوستـتــ ♥ دارم

 


 
 

[+] نوشته شده توسط Hossein در 19:49 | |           







لحظه ها عریانند.               

 

نه تو می مانی و نه اندوه

و نه هیچیک از مردم این آبادی ...

به حباب نگران لب یک رود قسم،

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،

غصه هم می گذرد،

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند ...

لحظه ها عریانند.

به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.


 
 

[+] نوشته شده توسط Hossein در 22:26 | |           







" کـــــــوروش کبیـــــــر "               

 

 

آنان كه با افكاری پاك و فطرتی زيبا در قلب ديگران جای دارند را

هرگز هراسی از فراموشی نيست

چرا كه،

جــــاودانند ..

 

 


 
 

[+] نوشته شده توسط Hossein در 23:14 | |           







درد و بلایت...               

 

 

شیر و میوه را تو بِخَر
درد و بلایت را من ،
گردگیری خانه با تو باشد مثل همیشه
من خودم از پس تمام غصه هایت برمیایم
تو بپوش
بخند
و خوب بخواب
من کارهای عقب افتاده ی زیادی دارم
باید بار بیشتری از زندگی را
به دوش بگیرم
نگران من و شغلم نباش

اما...!


” دوست داشتنت “
عجیب وقتم را گرفته است …


 
 

[+] نوشته شده توسط Hossein در 19:48 | |           







آدم بی احساسی نیستم               

 

خیلی وقته که دیگه نه از اومدن کسی ذوق زده میشم

نه کسی از کنارم بره حوصله دارم نازشو بخرم که برگرده..

آدم بی احساسی نیستم

بی معرفت و نا مرد نیستم

یه زمانی یه کسایی وارد زندگیم شدن

که یه سری بــــاورامو از بین بـــردن!!


 
 

[+] نوشته شده توسط Hossein در 16:24 | |           







<-PostTitle->

<-PostContent->
برچسب‌ها: <-TagName->

[+] نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostTime-> |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
سفارش قالب & داریوش قالبساز